سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
209
تاريخ ايران ( فارسى )
كسب معارف و علوم پرداخته و سرتاسر ايران را مسافرت كرد . اينمرد از جمله كسان معدودى بود كه از قتلعام مروجان بدر برد . ياقوت قسمتهاى شمالى ايران را تا موصل طى كرد و در سال 1244 ميلادى كتاب معجم البلدان را نوشت كه قسمتى از آن بوسيلهء مستشرق لايق مستعد فرانسوى باربير دومينار « 1 » در دسترس فضلاى اروپا گذارده شده و آن در ميان اسناد و مراجع نگارنده نفيستر و گرانبهاتر از همه مىباشد . نصير الدين حكيم و عالم طبيعى و رياضى نصير الدين فيلسوف معروف طوس جزو درباريان آخرين استاد بزرگ حشّاشين بود كه به زور جلبش كردند تا بعنوان يكنفر معلم و مستشار به آنها خدمت كند و هم او بود كه اربابش را واداشت تا به مغولان تسليم شود . از طرف هولاگو خان نسبت بوى با كمال احترام رفتار شده و او هم در مزاجش فوق العاده نفوذ داشت و همين او بود كه هولاگو را بفتح بغداد وادار ساخت . بارى خواجهء مشار اليه در كلام و ، فلسفه ، رياضى ، طبيعى و هيئت و نجوم ماهر بوده و در همهء اين فنون كتابهائى تأليف نموده و از كارهاى برجستهء او همانا تاسيس رصدخانهء مراغه است . متصوفه يا اهل سيروسلوك در ميان شعراى بسيار معتبر و معروف ايران سلسلهء عرفا و يا صوفيان يعنى پشمينهپوشان بودهاند . بايد دانست كه در ادبيات ايران و طرز فكر ايرانيان روح تصوف ريشه دوانيده و نفوذ فوق العادهاى پيدا كرده است « 2 » ، اصل و منشاء تصوف ايرانى را دست دادن مشكل است . ممكن است بگوئيم كه آن يك تراوش جديدى است از افكار فلاسفهء قديم خاصه فلاطونى جديد و مانويت . جماعتى معتقدند كه تصوف عكس العملى است كه فكر آريائى آن را در مقابل آداب و قيود خشك مذهب اسلام بوجود آورده است و بعضى ديگر آن را زائيدهء افكار هندى دانسته و ميگويند از فلسفه هند سرچشمه گرفته است . بانى اصول تصوف را اصلا به ابو سعيد ابو الخير نسبت ميدهند كه در اواخر سدهء دهم ميلادى
--> ( 1 ) - Barbier de meynard ( 2 ) - نظامى و عطار از شعراى قبل از عصر مغول هردو صوفى و عارف بودهاند . ( مؤلف )